تبليغاتX
حکمت های ناب
 حکمت سیزدهم

 

 

امام صادق (ع) می فرمایید :

مفضل ، شما هم اگر گناه بکنید خدا هم به خاطر آن ولایت و محبت که در دل دارید نمی خواهد شما را به جهنم ببرد . در دنیا با گرفتاری ها ، با مریضی ، با فقر و ....

شما را تطهیر می کند .

 

حضرت علی به کمیل می فرماید :

این دلها ظرف هستند ، بهترین دل آن دلی است که ظرفیت آن بیشتر باشد ، اگر ظرفیت آن محدود باشد ، علم اش کمتر است و اگر بیشتر باشد نزد خدا محبوبتراست .

 

رسول اکرم صلی الله علیه وآله :

پنج گروه هستند که مرده اند اما ثوابها یشان همچنان در نامه اعمالشان ثبت می شود :

 

1) کسی که درختی بکارد .

2) کسی که چاهی حفر کند .

3) کسی که برای خدا مسجد بنا کند .

4) کسی که قرآن بنویسد .

5) کسی که فرزند صالح به جای بگذارد.  

 

نکته مهم

انسان کسی را که دوست داشته باشد برایش پول خرج می کند ، ما هم اگر می گویم خدا را دوست داریم ، باید در راه او خرج کنیم.

 

رندگی زیباست

بیایید خوبی ها را جمع کنیم

بدی ها را تفریق کنیم

شادی ها را تقسیم کنیم

دوستی ها را ضرب کنیم

آیا همه اینها را خوب فرا می گگیریم؟؟!!

 

|+| به قلم سید جمال در چهارشنبه هجدهم مهر 1386  |
 حکمت دوازده

کلمات قصار مرحوم دولابی                                                                      

  • اصل دین این است که انسان از درون طوری ساخته شود که کارهای خوب بکند، نه اینکه با فشار ، خود را به کار خوب وادار سازد.

 

  • خسارت راه با داعی است ؛ اگر در راه خدا به شما خسارتی وارد شد ؛ خودش ضامن است.

 

  • اگر کسی ارتباطش با خدا کامل شد ؛ مرگ و حیات ، عزت و ذلت و فقر و غنی برایش یکسان است.

 

  • راه خدا همش نقد است ؛ هر شیرین کاری که داری در راه خدا بزن .

 

  • خداوند ، عبادش را با «تیر»و «تور» و «تار» و صید می کند ، تیر برای فرایها ، تور برای متوسلین ، و تار و آواز برای ملکوتی برای مقربین.

 

  • کلیه ناهمواریها که بر انسان تحمبل می شود، در حقیقت نعمت است .

 

  • اگر خود را مثل گندم باد نمی دهید تا خالص شوید لااقل وقتی که شما را باد می دهند ، راضی باشید ؛ مصائب و سختی ها ، ناخالصی ها را از بین می برد .

 

  • هر چه درد را آشکارتر کنی ، دوا دیرتر پیدا می شود ، اگر با ادب بودی و چیزی نگفتی ، شاید خودش در را باز کند.

 

 

|+| به قلم سید جمال در چهارشنبه هجدهم مهر 1386  |
 حکمت یازدهم

حال روز خودمه که دارم با خدا ...

هر وقت اومدم ، ایستادم ، اومدم نماز بخونم ؛ 

خواب خفیفی بر من انداختی ، چرا این کار را کردی؟

خوابم برد ، فکر همه چیزم بودم ،  غیر تو !

حال مناجاتم از من گرفتی ،

هر موقع خواستم یه جای برم، یه بلیّه ای بر من نازل شده که نتونستم برم؛

پرده ای قرار دادی بین من و خدمت خودت ؛

شاید منو در خونت دور کردی ،

شاید دیدی که من تو را سبک می شمارم  حق تو ، منو دور کردی ؛

شاید دیدی من رومو از تو برگردوندم ، تحویلم نگرفتی ؛

شاید دیدی که من شکر نعمتت را بجا نمی آورم ، محرومم کردی ؛

شاید دیدی که من با غافلا می گردم ، منو از رحمت خودت نا امیدام کردی ؛

شاید دیدی که تو مجالس باطل شرکت می کنم ، بین منو بطّالین انس ایجاد کردی ؛

رفیقام همه بد از کار در اومدن ، نه اونای که  با من هستن تو مجالس مذهبی ،

 اونای که بیرون از دایره اهلبیت هستن ؛

شاید نمی خوای صدامو بشنوی ، منو از خودت دور کردی؛

شاید دیدی که من بی حیا هستم ، مجازاتم کردی ؛

ای خدا  من اگر این شبها منو ببخشی پسندیده ام ، چون قبل از من خیلی ها را بخشیدی ؛

اولین بارت هم نیست که گناه کار را می بخشی ، آخرین بارت هم نیست ، این غصه سر دراز داره ؛

من از تو فرار کردم ؛

اما این شبها در خونتون اومدم ( شبهای رمضان) ؛

آی خدا

با تو صفا نکردم              بر تو وفا نکردم              روز و شبم گناهه             از تو حیا نکردم

 

آمدم خدا ، چون غریب و دل شکسته

آمدم خدا ، شرمگین  و  سرشکسته

خدایا تو را به سر شکسته کربلا گناه هانمو ببخش ؛

 

|+| به قلم سید جمال در جمعه سی ام شهریور 1386  |
 حکمت دهم

 

خلوت دل

خدایا حُب دنیا و محبت دنیا را از دلم بیرون کن

کار ، کار خودته ، من زورم نمی رسه

خدایا منو با اهلبیتت یه جا جمع کن

منو به درجه توبه برسان ، توبه نسوح

کمکم کن برای خودم گریه کنم

کمکم کن ، من عمرم را تباه کردم

 من از تو دور بودم

من تو را حساب نکردم

عمرم داره تموم میشه

به یه جای رسیدم ، دارم نا امید میشم

نا امیدی هم بدترین گناهانه

از من بد حالتر تو این دنیا کیِ

من از همه بدترم

من از همه روسیاهترم

اگر منو با این حال که هنوز آدم حسابی نشدم

وارد قبر کنی

من قبرمو تزئین نکردم

ای مهربان ترین مهربانان

 

حکمت تلاش در زندگی

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد ؛ شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شد در پیله نگاه کرد.

 

سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید که تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.

 

آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرده و پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود.

 

آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد چون انتظار داشت که بالهای پروانه باز ، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند.

 

هیچ اتفاقی نیفتاد!!

در واقع پروانه بقیه عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پروانه پرواز کند.

 

چیزی که آن شخص با همه  مهربانیش نمی دانست این که محدودیت تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن ، راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بالهایش قرار داده بود ، تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.

 

حالا درس که ما از این داستان باید بگریم

 

گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.

اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم ، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.

 

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.

من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقی خواستم و خدا در من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم .

من جرأت خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.

من محبت خواستم و خدا به من فرصت هایی برای محبت داد .

((( من به هر چه که خواستم نرسیدم ...

اما به هر چه که نیاز داشتم دست یافتم )))

 

بدون ترس زندگی کن ،با همه مشکلات  مبارزه کن و بدان که میتوانی بر تمام آنها غلبه کنی...

 

 

|+| به قلم سید جمال در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386  |
 حکمت نهم

سخن مولا امیر المومنین علیه السلام:

به آنچه که در ذ هنت می گذرد دقت کن

چرا که آنها به کلمات تبدیل می شوند

نسبت به کلمات خود آگاه باش

چون به عمل مبدل می شوند

در عملکرد خود هوشیار باش

زیرا آنها عادت را شکل می دهد

چرا  که   شخصیت  تو  را  می سازد

و سرانجام  در شخصیت  خود تفکر کن

چون شخصیت  ، سرنوشت تو را رقم می زند.

حدیث دل

با مردم آنگونه معاشرت کنید ، که اگر مردید بر شما اشک ریزد ، و اگر زنده ماندید ، با اشتیاق سوی شما آیند.

ـ  کسی که برای تأمین زندگی خود ، خود را به زحمت بیندازد ، اجر شهید در راه خدا را دارد.    امام علی(ع)

ـ  مؤمن پس از مرگ از چند خصلت سود می برد ، فرزند صالحی که برایش آموزش بطلبد ، قرآنی که خوانده ، چاه آبی که حفر کرده ، و درختی که کاشته است.  امام صادق (ع)

ـ  برای رسیدن به هر چیزی راهی است ، و راه رسیدن به بهشت فرا گیری دانش است.          رسول اکرم (ص)

 

سخن نویسنده:

سلام دوستان عزیز  ، حقیقت واقعه هر وقت که من یک جمله یا مطلبی درباره خلوت دل بهش بر می خورم یک تحول درونی در من ایجاد میشه  و من می خوام توی هر حکمت حداقل یک جمله خلوت دل داشته باشم و لذا از شما دوستان عزیز خواهش دارم  اگر مطلبی در این باره دارید برام ایمیل کنید.

و از تمامی  دوستانی که نسبت به این وبلاگ محبت کردند کمال تشکر را دارم.

خلوت دل

هر وقت در زندگی ات گیری پیش آمده و راهبندان شده ، بدان که خدا کرده است،

زود برو با او خلوت کن و بگو چه کار داشتی که راهم را بستی ؟

|+| به قلم سید جمال در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  |
 حکمت هشتم

خلوت دل

الفبای عشق را هجی کردن و در شطی از معرفت شناور شدن و از خود بی خود شدن ، تنها برای کسی میسر است که از خود می گذرند تا به خدای خود برسند ، به محضر تنها عشق جاویدان ،

آه که چقدر تشنه ام و چه دور از دریای وجود؟

آه که چقدر بیگانه ام با آنچه پلی است بین روح و عشق؛  بین روح و خدا !

خدایا این بنده حقیر را از عشق خود سیراب کن!

 

یاد مرگ

تو این دنیا می خوای یه جای بخوابی ، اول زیر فرش چیزی نباشد ، جات و صاف می کنی ، یه ساعتی می خوای بخوابی ، اما من می خوام یه عمری بخوابم ، من هنوز قبرم با کار خوبم فرش نکردم ،

چرا گریه نکنم!

نمی دونم عاقبتم چی میشه ، تا می آم فکر کنم به مردن به مرگ به کفن شدن ، دلم گولم می زنه ، سرم کلا می زاره ، می گه حالا که نمردی  ، خوش باش دنیا دو روزه ، کی از آخرت خبر آورده ،

وای بر من!

بالا های مرگ رو سرم در گردشه

چرا گریه نکنم !

گریه می کنم، چرا؟

گریه می کنم برای زمانی که میان میگن  بلند شو ، نه نمیگن از جات بلند شو ، فقط یه نفره میان خواهش می کنن ،میگن از جاتون بلند شید که قیامته ، اون هم فاطمه است.

اما من شما را یک سور الصرافیلی میدهن ، که اول تمام بدن می لرزه ، میگید چه خبره ؟

فقط اونجا خدا کنه که بتونم یه یا حسین بگم  .

من می ترسم!

یواش یواش می آد ،جون می آد  از نوک پا آروم آروم ، دور بریها هر چی دست می زنن به پام به همدیگر نگاه می کنن یه سری تکون میدن ، در گوش هم می گن پا هاش سرد شده، اروم آروم جونمو میگیری ، اونجا دیگه ملک المولک دیگه رفیق بازی نیست، فقط تو قاموس محبتت حسینی باشی ، بنده خوب باشی، باهات راه میآن ؛ یا حسین  
|+| به قلم سید جمال در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  |
 حکمت هفتم

 

سر بر خانه ی فاطمه (س) می گذارم و غم قرن ها را زار می گریم!

اگر انتظار امام قائمی و موعودی در دل نباشد ، ماندن برای چیست؟!

حرف هایی  هست برای نگفتن ، و ارزش عمیق هر کسی ، به اندازه ای

 حرف هایی است که برای نگفتن دارد !

هم صحابی «محمدم» و هم جواری عیسایم و هم سوخته ی عرفانم و هم دوستدار حکمت ام !

خدا چقدر با من مهربان است !

چه خیال انگیز و جان بخش است ، این جا نبودن !

دریا و آسمان و شعله های آتش ، سه دوست مهربان و عزیز من ، در این جهان غربت اند!

ای کشور «غیب» ! وسوسه تو مرا بر روی این سرزمین آرام نمی گذارد !

خدایا ، مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان !

من اسلام بدون امام حسین (ع) را اصلاً قبول ندارم !

پدرم ، نخستین سازنده ی ابعاد نخستین روحم !

من پرورده ی آزادی ام ، استادم علی (ع) است!

 

|+| به قلم سید جمال در سه شنبه بیستم شهریور 1386  |
 حکمت ششم(نهج البلاغه)

روش برخورد با دنیا

(امیر المومنین (ع) به فرزندش امام مجتبی (ع) خطاب کرد:) چیزی از دنیای حرام برای پس از مرگت باقی مگذار، زیرا آنچه از تو می ماند نصیب یکی از دو تن خواهد شد، یا شخصی است که آن را در طاعت خدا به کار گیرد ،پس سعادتمند می شود به چیزی که تو را به هلاکت افکنده است . و یا شخصی که آن را در نافرمانی خدا به کار گیرد ة پس هلاک می شود به آنچه که تو جمع آوری کردی ، پس تو در آن گناه او یاری کرده ای ، که هیچ یک از این دو نفر سزاوار آن نیستند تا بر خود مقدم داری.

 

راه شناخت انسان ها

سخن بگویید تا شناخته شوید ، زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.

 

برنامه ریزی صحیح در زندگی

مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیاش و عبادت پروردگار ، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی.

 

ضرورت یاد مرگ

 چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسیده ، و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر او حسد می بردند و در پایان شب عزادارن به سوگشان نشستند.

 

ضرورت پرهیز از بد گمانی

شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد ، گمان بد ببری ، چرا که برای آن برداشت نیکویی می توان داشت.

 

مشکلات در خواست کردن

آبروی تو چون یخ جامد است که در خواست آن را قطره قطره آب می کند ، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می ریزی؟

 

|+| به قلم سید جمال در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 حکمت پنجم

مناجات راغبان

 

ای خدا همان کسم که نه در خلوت از تو شرم و حیا و نه در جمعیت مراقب وظایف بندگیت بودم  ، منم که مصائب و حوادث بزرگ بر من روی آور است ، منم آن بنده ای که بر مولای خو جرات جسارت نموده ،منم آنکه خدای جبار آسمان را نافرمانی کرده من آن کسم که بر مصیبت های بزرگ رشوه داده ، منم آنکه مهلتم در عصیان برای توبه دادی و من از گنه باز نگشتم و بر من پرده پوشی کردی باز هم شرم و حیا نکردم و به معصیت پرداخته و از حد تجاوز کردم و مرا از نظر انداختی باز هم باک نداشتم و باز هم به حلم و بردباریت مهلتم دادی و از کرم زشتیم در پرده داشتی  تا آنجا که گویی گناهانم را فراموش کردی و از کیفر گناهان معافم داشته ای ؛ ای مهربانترین مهربانان عالم. (خدای من مرا مورد آزمایشهای قرار نده که در اون امتحان مردود هستم)

 

 

|+| به قلم سید جمال در یکشنبه هجدهم شهریور 1386  |
 حکمت چهارم

 

ای غم مرا بسیار یاد خدا آوردی

 

 

 

|+| به قلم سید جمال در شنبه هفدهم شهریور 1386  |
 
 
بالا